تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
باشد ، به معنى سرِّ سخنِ غيب گشايندگان ، و عبارت باشد از رسول اللَّه و اوصياى او عليهم السلام كه مىفهمند هر غيبى را كه اللَّه تعالى ذكر كرده و اگر ايشان نمىبودند ، سرِّ سخن غيب وا نمىشد در قرآن .
فهم سخن گر نكند مستمع * فتح سخن از متكلّم مجوى
و مراد به هم‌نشينان اين جا ، جمعى است كه قابل هم‌نشينى باشند و آن ، قوم اوّل است . و اگر مَجالِس اين جا ، جمع « مَجْلِس » مىبود يا به ضمّ ميم و مفرد مىبود ، مناسب نمىبود با فَإنْ رَأيْتَ قَوماً يَذْكُرُونَ اللَّهَ - جَلَّ وَ عَزَّ - فَاجْلِسْ مَعَهُمْ . عَلى عَيْنِك ظرف لغو متعلّق به اخْتَرْ است . و مراد به عَيْن ، چشم است كه شريف‌ترِ اعضا است ، يا مراد ، ذات است ، نظير
« وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ » .
« 1 » ذِكْر اللَّه ، عبارت است از ترسيدن از عذاب اللَّه تعالى ، به موافق كردن قول و فعل خود با آيات بيّناتِ محكماتِ كتاب الهى كه در آنها نهى از پيروى ظن و امر به سؤالِ « أهل الذكر » صريح است و در هر شريعتى بوده و ترك ذِكْر اللَّه ، عبارت از ضدّ آن است و آن ، اتّباع ظن و « قَول عَلَى اللَّه بِغَير عِلْم » است . يعنى : گفت لقمان حكيم پسرش را كه : اى پسرك من ! تفضيل كن هم‌نشينان خوب را بر چشمت . بيانِ اين ، آن كه : اگر ديدى جمعى را كه ياد اللَّه - جَلَّ و عَزَّ - مىكنند ، پس بنشين با ايشان ؛ چه اگر دانا باشى به آنچه مىگويند ، فايده مىرساند تو را آن دانش ، بنا بر اين كه هر كه چيزى داند ، از شنيدن سخنى كه موافق آن باشد و از روى دانش باشد ، خوشحال مىشود و از فراموشى دور تر مىشود ؛ و اگر نادان باشى ، آنچه را كه مىگويند ، ياد مىدهند تو را و راه دانش خود به تو مىنمايند . و فايدهء ديگر اين كه شايد اللَّه تعالى در اين وقت ، فرود آورد بر آن جمع ، رحمتى ، پس تو را نيز فرو گيرد آن رحمت با ايشان براى هم‌نشينى ايشان ، بنا بر اين كه رحمت الهى بر جمعيّت اهل حق ، بيشتر فرود مىآيد از تنها . و اگر ديدى جمعى را كه ياد اللَّه تعالى نمىكنند ، پس منشين با ايشان ؛ چه اگر دانا
هامش
( 1 ) . حشر ( 59 ) : 9 .