و مخصوص ساز او را به ثنا ، به معنى اين كه در حضور او ديگرى از اهل مجلس را ثنا مگو ، مثل ثناى او . و بنشين برابر او و منشين در پى سر او . و در مجلس او اشارت مكن به چشم بر هم زدن و دست جنبانيدن ؛ بلكه به زبان بگو آنچه را كه مىخواهى .
و بسيار مكن از گفتنِ اين كه فلان چنين گفته و فلان چنان گفته ، به قصد اين كه مخالف گفتهء آن عالِم اظهار كنى . و دلگير مشو از درازى زمان هم صحبتى او ؛ چه نيست صفت دانا ، مگر مانند صفت درخت خرمايى كه انتظارش كشى تا فرود آيد بر تو از آن درخت چيزى .
اشارت به اين است كه : اگر عالِم ، خود ، سخنى گويد ، پختهتر است از آنچه در جواب سؤال تو گويد ، مانند درخت ميوه كه اگر از آن ، ميوه خود فرود آيد ، پختهتر خواهد بود و اگر تو چينى ، خام و پخته ، درهم است ، و داناى مسائل دين كه مردمان از دانش او فايده برند ، بزرگتر است در ثواب آخرت از كسى كه روزهدارِ سحرخيزِ جهاد كننده در راه خداى تعالى باشد و مردمان از دانش او فايده نبرند .
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 315
مساهمون: محمد حسين الدرايتي
ص٣١٥