گفتند ؛ ( 1 ) رسول خدا ( ص ) فرمود :
« عمار را ، گروه تجاوز كار ميكشد ! » در اين لحظه ، [ عمر و عاص ] ، بر معاويه وارد شد و گفت : اى أمير المؤمنين ! مردم ، بهيجان و اضطراب درآمدهاند ! .
گفت : براى چه ! ؟
گفت : بخاطر كشتن عمّار ياسر ! آيا چنين نيست كه ؛ واقعا ! رسول خدا ( ص ) فرمود : « عمّار را ، گروه تجاوز كار ميكشد ! » معاويه به او گفت : در سخنت كوتاه آمدى ! آيا ؛ ما او را كشتيم ؟ ! جز اين نيست كه ؛ علىّ بن أبى طالب - هنگامى كه ؛ او را بين سر نيزههاى ما افكند - او را كشت ! اين مطلب ، به ( گوش ) على رسيد ، فرمود :
پس ؛ در اين صورت ، پيامبر خدا ( ص ) است كه ؛ حمزه را كشت ! - هنگامى كه او را بين سرنيزههاى مشركين افكند ! - ( 2 ) آنگاه ؛ إمام صادق عليه السّلام فرمود :
خوشا به حال كسانى كه ؛ آنها چنانند كه رسول خدا ( ص ) فرمود :
« اين دانش را دادگران هر نسلى حاملاند ، كه ؛ تحريف خودسران و غاليان ! و ادّعاى دروغ پوچگرايان ! و تأويل جاهلان را از آن ، دور سازند ! . » در اين لحظه ، مردى به آن جناب گفت :
يا ابن رسول اللَّه ! من ، بواسطهء بدنم از يارى شما عاجزم ! و جز بيزارى از دشمنان شما ! و لعن آنها را مالك نيستم ! پس ؛ حالم چگونه است ؟
إمام صادق عليه السّلام به او فرمود :
پدرم از پدرش از جدّش حديث نمود كه ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود :
كسى كه ؛ از يارى ما - أهل بيت - عاجز و ناتوان شد ! و در نهان و خلوتهاى خويش بلعن دشمنان ما پرداخت ، صداى او را خدا ، بجميع فرشتگان - از زمين تا عرش الهى - رسانيد ! و هر زمان كه ؛ اين مرد ، دشمنان ما را لعن خاصّى نمود ، او را ( فرشتگان ) ، يارى و مساعدت كردند ! و بلعن هر كه مشغول است ( آنان نيز ) لعنش كردند ! آنگاه ؛ به ثناى اين ( مرد الهى ) پرداختند و گفتند :
تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى (ع) (فارسى) — صفحة 48
مساهمون: المنسوب إلى الإمام العسكري ( ع )
ص٤٨