آنست كه ؛ برادران فقير مؤمنش را دوست دارد ! ( 1 ) و به آنان سر مىزند ! و خودش را با آنها ، يكى ميداند ! و بر آنان تكبّر نميكند . هر گاه ؛ چنين فعلى از او سرزد ، گناهان او را برايش مىآمرزم و باكى ندارم ! اى موسى ! يقين بدان ! كه فخر ( و عظمت ) ، رداى من است ! و كبرياء و بزرگى ، روپوش من ! پس ؛ هر كه ؛ در چيزى كه به اين دو مربوط است ، با من ، نزاع ( و جدال ) كند ، به آتش خود ، عذابش كنم ! .
اى موسى ! يقين بدان ، از بزرگداشت جلال من اينست : بندهء من - كه از حطام دنيا ، بهرهورش ساختهام - به بندهاى از بندگان مؤمنم [ كه در دنيا ، دست او را كوتاه كردهام ، ] إكرام و احترام كند . پس اگر ؛ بزرگى و نخوت ، بر او إبراز نمود ، تحقيقا ؛ بزرگى و عظمت جلال مرا ، سبك شمرده ! و توهين كرده است ! .
( 2 ) سپس ؛ أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود :
البتّه ؛ رحمى كه ؛ بنا بفرمايش خود - أنا الرّحمن - از رحمت خود ، مشتق نموده ، همان [ رحم محمّد ( ص ) ] است . و يقين بدان ! از إجلال و تعظيم خدا ، إجلال و تعظيم محمّد ( ص ) است . و البتّه ؛ از إجلال و تعظيم محمّد ( ص ) ، إجلال و تعظيم رحم محمّد ( ص ) است . و براستى ! هر مرد و زن مؤمن ، از شيعيان ما - هم او - از رحم محمّد ( ص ) است . و يقين بدان ! كه إجلال و تعظيم آنها ، از إجلال و تعظيم محمّد ( ص ) است . پس ؛ واى ! بر كسى كه ؛ اندكى از حرمت محمّد ( ص ) را سبك شمارد ! و خوشا بر أحوال كسى كه ؛ حرمتش را تعظيم كند ! و بزرگش بداند ! و رحمش را إكرام و احترام كند ! و صلهء رحم بجاى آورد ! .
در بارهء
« الرَّحِيمِ »
( 3 ) إمام عليه السّلام فرمود :
و أمّا ؛
[ الرَّحِيمِ ]
، معنايش اينست كه : او به بندگان مؤمنش رحيم است . و از رحمت او است كه صد رحمت آفريد ! . از آن ، رحمت واحدى در خلايق و همهء آفريدگان ، قرار داد . و به آن ، مردم به يكديگر ، رحيم و دلسوزند ! و مادر ، بفرزندش مهربان ! . و ( از