( 1 ) و اين ، بدان جهت است كه ؛ هر رياست طلب و بزرگمنشى ! - در اين دنيا - اگر چه بىنيازى و طغيان وى ، عظيم و چشمگير است ! ( ولى ؛ ) هنگامى كه ؛ حوائج زير دستانش به او زياد شود ! ( سرانجام ) ، نياز و حاجاتى به آنها روى آور مىشود كه ؛ اين ( رياست طلب و ) عظمت خواه ، بانجامش قادر نيست ! و خود اين ، نيز ، با حاجات و نيازى روبرو مىشود كه در انجامش ناتوان است ! نتيجة ؛ بهنگام ناچارى و فقر و فاقهاش ! بسوى خدا ، انقطاع و بريدگى پيدا مىكند . تا همّ و غمّ او كه زائل شد ، ( دوباره ) بشرك خود ، باز ميگردد ! آيا ؛ بخداى عزّ و جلّ ! گوش نميدهى ؟ ميفرمايد :
« بگو : رأيتان چيست ؟ مرا با خبر كنيد ! كه هر گاه ؛ شما را عذاب خدا فرا گيرد ! و يا شما را ساعت قيامت ، فرا رسد ! - اگر راستگوايد ! - آيا غير خدا را ميخوانيد ؟ . بلكه [ فقط ] او را ميخوانيد ! پس ؛ آنچه خواهش و دعا به او داريد - اگر بخواهد - ( برآورده مىكند ! و شرنگ تلخى را ) بر طرف ميسازد . و آنچه شرك آوريد ، فراموش ميكنيد ! . » « 1 » خداى تعالى ! به بندگانش فرمود :
اى نيازمندان رحمتم ! براستى ؛ ذلّت بندگى را [ در همه حال ] و نياز را [ در همه أوقات ] ، گردنگيرتان ساختم ! پس ؛ در ( هر چيز و ) هر كارى كه شروع ميكنيد و به تمام آن ، و بلوغ نهائيش اميدواريد ، بسوى من ، كرنش كنيد ! و يقين بدانيد ؛ هر گاه اراده كنم كه بخشش و عطا بشما روا دارم ، أحدى ، بمنع شما قادر نيست ! و هر گاه اراده كنم كه ( نعمتى ) از شما باز دارم ، كسى ، بعطاى شما قادر نيست ! . بدين جهت ؛ من ، ذى حقترين فردىام كه ؛ بآستانش گدائى شود ! و لايقترين كسى كه ؛ ( بايستى آفريدگان ) بسويش تضرّع و زارى كنند ! پس ؛ در آغاز هر مطلب كوچك و بزرگى ، بگوئيد :
[ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ]
كه در واقع ، چنين گفتهايد :
بر اين كار ، استعانت و يارى از خدا ميطلبم . خدائى كه ؛ پرستش و بندگى غير او ، جايز نيست ! خدائى كه ؛ دادرس است ! هر آنگاه كه از او دادخواهى شود ! . پذيرا و جوابگو است ، هر گاه خوانده شود !
هامش
( 1 )قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَ غَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَأنعام ، آيات 40 و 41 .