از بين بردن آن دارو ، پاكشدنش را از آن ، اراده نمودم . ( 1 ) و خواستم كه ؛ به ( آستان ) من بيايد و ( جرم و ) گناهى در او نباشد ! و ( پاك و پاكيزه ) داخل بهشت گردد ! . » در اين هنگام ؛ عبد اللَّه بن يحيى گفت :
يا أمير المؤمنين ! حقيقة ، بال و پرم دادى ! و مرا تعليم فرمودى ! پس اگر ؛ صلاح بدانى ، گناهم را در اينجا - كه به آن إمتحان شدم - معرّفيم كن ، تا همچنان ؛ تكرارش نكنم .
فرمود : لحظهاى كه نشستى ،
[ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ]
نگفتى ! نتيجه اين شد كه ؛ بخاطر سهو و نسيانت از آنچه ؛ به آن دعوت گشتى و خوانده شدى ، خدا ، به اين مصيبت و گرفتاريت ، تمحيص و پاكى از گناه قرار داد . آيا ندانستى كه ؛ رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از جانب خداى عزّ و جلّ ! فرمود :
« هر إقدام قابل توجّه ! كه در آن ، يادى از [ بسم اللَّه ] نشود ، ناقص و بريده است ! » ؟
گفتم : آرى ، پدر و مادرم فداى شما ! بعد از اين ، تركش نميكنم .
فرمود : در اين صورت : از آن ، بهرهمند و سعادتمندى ! سپس عبد اللَّه بن يحيى گفت :
يا أمير المؤمنين ! و تفسير
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
چيست ؟
فرمود : البتّه ؛ بنده هر گاه ؛ اراده خواندن يا بجا آوردن عملى داشت ، ميگويد ؛
[ بِسْمِ اللَّهِ ]
به اين معنا كه : [ به اين اسم ، اين كار را بجا مىآورم ] . پس ؛ هر عملى كه بجا مىآورد ، در آن به
[ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ]
آغاز كند . يقينا ! برايش در آن ، ميمنت و مباركى است ! .
( 2 ) إمام باقر عليه السّلام فرمود :
محمّد بن علىّ بن مسلم بن شهاب [ زهرى ] ، بر علىّ بن الحسين - زين العابدين عليهما السّلام - وارد شد ، در حالى كه او ، غمگين و محزون بود . زين العابدين عليه السّلام به او فرمود : ترا چه شده كه ، اندوهناك و غمگينى ! ؟
گفت : يا ابن رسول اللَّه ! بنا بر امتحانى كه نمودم . او جانب حسودان ، و كسانى كه در من طمع دارند ! و از كسى كه اميد و آرزو به او دارم ! و از كسى كه به او حقيقة ؛ إحسان كردم ،