گفت پيغمبر كه عيناى تنام * لا ينام القلب عن رب الانام
چشم تو بيدار و دل رفته به خواب * چشم من خفته دلم در فتح باب
هم نشينت من نىام سايهء من است * برتر از انديشهها پايهء من است
زان كه من ز انديشهها بگذشتهام * خارج از انديشه پويان گشتهام
حاكم انديشهام محكوم نى * ز آنكه بنّا حاكم آمد بر بنا
جمله خلقان سخرهء انديشهاند * زين سبب خسته دل و غم پيشهاند
من چو مرغ اوجم انديشه مگس * كى بود بر من مگس را دسترس
چون ملايم گيرد از سفلى صفات * برپرم هم چون طيور الصافات « 1 »
براى كسب اين پيروزى بر قوّهء خيال كه امكانپذير است ، چون :
« لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها . . . »
« 2 » .
خدا هيچ كس را جز به اندازهء توانايىاش تكليف نمىكند .
انسان بايد در حد گنجايش در عبادات ، اساس توجهش به خدا باشد .
رياضت كشان از راههاى ديگر وارد مىشوند و حداكثر اين است كه از راه مُهمل گذاشتن زندگى و ستم بر بدن ، اندكى به آن دست مىيابند ولى اسلام از راه عبادت بدون اينكه نيازى به آن كارهاى ناروا باشد اين نتيجه را تأمين مىكند .
توجه دل به خدا و تذكر اينكه در برابر رب الارباب و خالق و مدبّر كل قرار گرفته است ، زمينهء تجمع خاطر و تمركز ذهن را فراهم مىكند .
ابن سينا مىگويد :
« العِبادَةُ عِنْدَ العارِفِ رِيَاضَةٌ مَا لِهِمَمِهِ وَقُوى نَفسِهِ المُتَوهَّمَةَ والمُتَخَيَّلِةِ لِيَجرّها بالتَّعويد عن جَنابِ الغُرورِ إلى جَنابِ الحَقِّ فتصيرُ مسالَمَةً للسرِّ الباطِنِ
هامش
( 1 ) - مولوى ، مثنوى معنوى ، دفتر دوم .
( 2 ) - بقره ( 2 ) : 286 .