كه ذهن انسان هر لحظه از موضوعى متوجه موضوعى ديگر مىشود و به اصطلاح تداعى معانى و تسلسل خواطر صورت مىگيرد .
اين قوّه در اختيار ما نيست بلكه ما در اختيار اين قوّهء عجيب هستيم ؛ براى همين است كه هرچه بخواهيم ذهن خود را در يك موضوع معيّن متمركز كنيم كه متوجه چيز ديگر نشود ، براى ما ميسّر نيست .
قوهء متخيّله ما را بىاختيار به اين سو و آن سو مىكشاند ، مثلًا هرچه مىخواهيم در نماز حضور قلب داشته باشيم نمىتوانيم .
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در اين باره تمثيل و تشبيه لطيفى دارند و دل افرادى كه مسخّر قوّهء متخيّله است به پرى تشبيه مىكند كه در صحرايى بر درختى آويخته شده باشد كه هر لحظه باد ، او را پشت و رو مىكند ، فرمودهء ايشان چنين است :
مَثَلُ القَلْبِ مَثَلُ رِيشَةٍ فِى الْفَلاةِ تَعَلَّقَت فى أصلِ شَجَرَةِ ، يُقَلِّبُها الرّيحُ ظَهراً لِبَطْنٍ « 1 »
. مثل قلب همانند پرى در صحرايى است كه بر درختى آويخته شده باشد كه باد آن را پشت و رو مىكند .
و در حديث ديگر مىفرمايد :
لَقَلْبُ بنِ آدَمَ أشدُّ انْقِلاباً مِنَ الْقِدْرِ إذا اجْتَمَعَتْ غَلْيَاً « 2 »
. دل فرزند آدم از ديگِ در حال جوشيدن بيشتر بالا و پايين مىشود .
گفت پيغمبر كه دل هم چون پرى است * در بيابانى اسير صرصرى است
باد پر را هر طرف راند گزاف * گه چپ و گه راست با صد اختلاف
هامش
( 1 ) - نهج الفصاحة : 1 / 102 .
( 2 ) - مسند احمد : 7 / 24317 .