سهروردى ، حكيم اشراقى گفته است : ما حكيم را حكيم نمىدانيم مگر آنكه بتواند خلع بدن كند .
ميرداماد مىگويد : ما حكيم را حكيم نمىدانيم مگر آنكه خلع بدن براى او ملكه شده باشد و هر وقت اراده كند عملى گردد .
همانطور كه محققان گفتهاند : خلع بدن دليل بر كمال زيادى نيست يعنى افرادى كه هنوز از عالم « مثال » عبور نكرده و قدم به غيب معقول نگذاشتهاند ممكن است به اين مرحله برسند .
مرحلهء چهارم
بدن از هر جهت تحت فرمان و ارادهء شخص درمىآيد به طورى كه در حوزهء بدن خودِ شخص ، اعمال خارق العاده سر مىزند ؛ امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
مَا ضَعُفَ بَدَنٌ عَمَّا قَوِيَتْ عَلَيهِ النِيَّةُ « 1 »
. از آنچه كه همت و ارادهء نفس در آن نيرومند گردد [ و به طور جدى مورد توجه نفس واقع شود ] بدن از انجام آن ناتوانى نشان نمىدهد .
مرحلهء پنجم
اين مرحله بالاترين مراحل است كه حتى طبيعت خارجى نيز تحت نفوذ ارادهء انسان قرار مىگيرد و مطيع انسان مىشود ؛ معجزات و كرامات انبيا
هامش
( 1 ) - الأمالى ، صدوق : 293 ، المجلس الثالث والخمسون ، حديث 6 ؛ من لا يحضره الفقيه : 4 / 400 ، ألفاظ رسول اللّه صلى الله عليه و آله ، حديث 5859 ؛ وسائل الشيعة : 1 / 53 ، باب 6 ، حديث 106 ؛ بحار الأنوار : 67 / 205 ، باب 53 ، حديث 14 .