حفظ و حراست جان موسى و پيشرفت فرهنگ حضرت حق در عين بودن مشكلات فراوان پيشگام و پيشقدم بود .
او مدتى در سنگر الهى تقيه و پنهانكارى مذهبى دست به عالىترين برنامهها جهت پيشرفت برنامههاى الهى موسى در ميان فرعونيان و دربار طاغوت زمان زد ولى در آخرين مرحله بنا به فرمودهء قرآن مجيد پردهها را كنار زد و آنچه گفتنى بود به طور صريح گفت و دشمنان هم دربارهء او تصميمات خطرناكى گرفتند .
آن قوم لجوج و مغرور و خودخواه در برابر سخنان اين مرد شجاع و با ايمان سكوت نكردند و متقابلًا در جهت شرك و دعوت او به بتپرستى سخن گفتند .
او با تمام وجود فرياد زد : اى قوم ! چرا من شما را به سوى نجات دعوت مىكنم اما شما مرا به سوى آتش مىخوانيد ، من سعادت شما را مىطلبم و شما بدبختى مرا ، من شما را به هدايت مىخوانم و شما مرا به بىراهه .
شما مرا دعوت مىكنيد كه به خداى يگانه كافر شوم و شريكهايى كه به آن علم ندارم براى حضرت حق قرار دهم ، در حالى كه من شما را به سوى خداوند عزيز غفّار دعوت مىكنم .
مؤمن آل فرعون در يك مقايسه روشن به آنها يادآورى كرد كه دعوت شما دعوت به سوى شرك است ، چيزى كه حدّاقل دليلى بر آن وجود ندارد و راهى است تاريك و خطرناك ، اما من شما را به راهى روشن ، راه خداوند عزيز و توانا ، راه خداوند غفار و بخشنده دعوت مىكنم .
بتهايى كه مرا به آن دعوت مىكنيد صاحب هيچ دعوتى در دنيا و آخرت نيستند ، اين موجودات بىحسّ و شعور هرگز مبدأ حركتى نبودهاند و نخواهند بود ، نه سخنى مىگويند ، نه رسولانى دارند و نه دادگاه و محكمهاى ، خلاصه نه گرهى از كار كسى مىگشايند نه مىتوانند گرهى در كار كسى بزنند .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 604
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٦٠٤