و خواست از طرف چپ سينهاش وى را شير بدهد چون طرف راستش ساليان دراز بود خشك شده بود شير نگرفت ، چون شكوه به خانوادهاش برد ، به او گفتند : از طرف راست شيرش بده ، جواب داد : آن طرف به علّت مرض از بين رفته ، گفتند : همان طرف خشك را در دهانش بگذار ، باشد تا با گرفتن آن به گرفتن طرف ديگر ميل پيدا كند ، چون او را برگرداند دهان مبارك به سينهء خشك شده گذاشت ، ناگهان مانند چشمهء اول بهار شير شيرين جوشيدن گرفت ، با اين معجزهء الهى خواست سه مطلب را به جهانيان اعلام كند :
1 - من نيامدهام تا چيزى از كسى بگيرم ، آمدهام تا شما تهيدستان جهان را غنى كنم كه من نيازمند به شما نيستم ، ولى شما در تمام زمينهها محتاج من هستيد !
2 - من چپگرا نيستم ، را هم از هم اكنون راه راست و صراط مستقيم است و در اين راه راهبر و راهنمايم !
3 - شما را اى حليمه سعديه ! فرزندى نوزاد است كه بايد از سينهات سير و سيراب شود و با يك جانب سينه فقط يك نوزاد را مىتوان اداره كرد ، من نيامدهام حق كسى را گرچه به اندازهء ذرّهاى باشد پايمال كنم كه من آمدهام تا حقوق به غارت رفتهء همهء انسانها را به صاحبان حق برگردانم ! ! « 1 »
534 - گوشههايى از اخلاق پيامبر
قسمتى از اخلاق الهى او را سيرههاى متعدد و كتب حديث از قول اميرالمؤمنين و فاطمهء زهرا و حسن و حسين عليهم السلام و سلمان و مقداد و ابوذر چنين نقل كردهاند :
بردبارترين و شجاعترين و عادلترين و عفيفترين مردم دهر بود ، در تمام مدت عمر شصت و سه سالهاش دست مباركش نامحرمى را لمس نكرد .
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 11 / 200 .