آموختى . اى پديد آورندهء آسمانها و زمين ! تو در دنيا و آخرت سرپرست و يار منى در حالى كه تسليم [ فرمانهاى تو ] باشم جانم را بگير ، و به شايستگان مُلحقم كن « 1 » .
529 - اهل گورستان
اميرالمؤمنين عليه السلام براى عبرت گرفتن از گذشتگان مىفرمايد :
اهل گورستان همسايگانى هستند كه با هم انس نمىگيرند و دوستانى كه به ديدار يكديگر نمىروند ، نسبتهاى آشنايى بينشان كهنه و سببهاى برادرى از آنها بريده شده است ، با اين كه همه در يك جا جمعند تنها و بىكسند و در عين اين كه دوستان هم بودند از هم دورند ، براى شب صبح و براى صبح شب نمىشناسند ، هر يك از شب و روز كه در آن كوچ كردهاند برايشان هميشگى است .
سختىهاى آن جهان را سختتر از آنچه مىترسيدند مشاهده كردند و آثار آن جهان را بزرگتر از آنچه تصور مىنمودند ديدند ، اگر بعد از مرگ به زبان مىآمدند ، نمىتوانستند آنچه را به چشم ديده و دريافتهاند بيان كنند ، اگر چه نشانههاى آنان ناپديد شده و خبرهايشان قطع گرديده ، ولى چشمهاى عبرتپذير ، آنان را مىنگرد و گوشهاى خرد از آنها مىشنود كه از راه غير گويايى يعنى به زبان عبرت مىگويند :
آن چهرههاى شكفته و شاداب بسيار گرفته و زشت شد و آن بدنهاى نرم و نازك بىجان افتاده ، جامههاى كهنه و پاره و كفن پوسيده در برداريم و تنگى گور ما را سخت به مشقت انداخته ، وحشت و ترس را به ارث برديم و منزلهاى خاموش به روى ما خراب شد .
اندام نيكوى ما نابود و صورتهاى خوش آب و رنگ ما زشت و اقامت ما در قبور
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 11 / 162 .