تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
تخيلات ، دروغ ، حيله ، مكر ، كيد ، توهمات و تسويلات نفسانيه با كمال قدرت ابا داشت . چون در برابر وسوسه‌هاى خطرناك آن زن زيباى مصرى در كاخ عزيز و در خلوت خانهء كاخ قرار گرفت و هجوم و وسوسه‌هاى او به مدّت هفت سال طول كشيد و در آن ايام يوسف به بلوغ رسيده بود ، در برابر او بر اساس قرآن مجيد فقط گفت : معاذ اللّه . عجيب كلمه‌اى است ، معناى اين كلمه اين است كه خيال نكنى من از ترس آبرويم در دنيا ، يا جريمه شدن به خاطر جرم ، يا به زندان افتادن ، يا به عذاب آخرت دچار شدن به تو نزديك نمىشوم بلكه از اين خواسته تو فقط و فقط به خاطر عزيزم و محبوبم و معشوقم حضرت اللّه سرباز مىزنم و محال است در اين زمينه حتّى فكرى آلوده در قلب پاك من خطور كند . ابن عباس شاگرد اميرالمؤمنين عليه السلام مىگويد : بزرگان براى ما حكايت كردند كه زليخا هفت سال براى خواستهء خود يوسف را در شديدترين مضيقه قرار داد ولى آن حضرت يك بار به چهرهء او چشم ندوخت ، روزى در كمال زارى به آن حضرت عرضه داشت : يك بار ديده به سويم بردار ، پاسخ داد : اگر تو را ببينم از ديدن حق محروم و كور مىشوم ! گفت : اى يوسف ! چه چشم زيبايى دارى ، جواب داد : اوّل عضوى است كه در خانهء تاريك قبر بر رويم فرو ريزد ! گفت : چه بوى خوشى دارى ، گفت : پس از سه روز از مرگم چون قبرم را باز كنى به شدت از بوى تعفن جنازه فرار مىكنى . گفت : چرا به من نزديك نمىشوى ، پاسخ داد : نزديكى به تو باعث دورى از خدا است ! گفت : فرشم از حرير خالص است برخيز و حاجتم را بر آور ، جواب داد : اگر به