روز عيد فطر با هزاران نفر نماز عيد را در صحن مطهر حضرت مولى الموحدين بجاى آورد ، فقيرى دل شكسته كه از شدّت فقر و ندارى كارد به استخوانش رسيده بود به محضر او آمد و اظهار حاجت كرد و گفت : از فطريهاى كه مردم نزد شما آوردهاند به من كمك كن كه سخت محتاجم .
آنجناب فرمود : من تمام فطريهها را به محلّ خودش رساندم و اكنون از آن پول چيزى نزد من نيست ، نيازمند دچار عصبانيت شد ، آب دهن به روى آن مرجع بزرگ انداخت و گفت : تو كه از كمك به هم چون منى عاجزى چرا بر اين مسند نشستهاى ؟ !
كاشف الغطا آب دهان آن مرد را به روى و به محاسن خود كشيد ، آن گاه برخاست و عبا از دوش خويش برداشت و روى به جانب نمازگزاران كرد و گفت : هر كس مرا دوست دارد به اندازهء وسعش در اين عبا پول بريزد ، آن گاه خود آن جناب در صف نمازگزاران گشت و براى آن فقير كمك قابل توجهى از مردم گرفت ! ! « 1 »
480 - بردبارى ملا مهدى نراقى
پس از آن كه ملا مهدى كتاب با ارزش « جامع السعادات » را در اخلاق نوشت و نسخههاى آن در مناطق مسلماننشين پخش شد ، نسخهاى از آن كتاب به دست بزرگ مرد شيعه ، جامع فضايل و كمالات سيد مهدى بحرالعلوم كه در نجف اشرف محور علم و تقوا و زهد و عبادت و كياست و مرجعيت بود رسيد .
سيد از ديدن آن كتاب در شگفت شد و آرزو كرد روزى به ديدار مؤلف آن گنجينهءپر قيمت موفق گردد .
ملا مهدى نراقى در آتش اشتياق زيارت ائمهء طاهرين عليهم السلام مىسوخت ، از خداى بزرگ
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 10 / 283 .