اين مدح ، زيبندهء آن شاه ممدوح نيست ، مطالب قصيده سراسر بوى شرك و كفر و نفاق دارد و گاهى مسائلى در آن است كه تنها در خور حضرت حقّ است و بس .
رسول اسلام صلى الله عليه و آله فرمود :
اذا رأَيتُم الْمَدّاحِينَ فَاحْثوا فى وُجوهِهِمُ التُّرابَ .
چون ستايشگران را ديديد ، خاك بر صورتشان بپاشيد « 1 » .
433 - خدايا تو داناترى
عدهاى در برابر اميرالمؤمنين عليه السلام حضرت را مدح كردند ، امام عليه السلام به پيشگاه حق عرضه داشتند :
خدايا ! تو از من بر من داناترى و من از آنان بر خود آگاهترم ، خدايا ! مرا به آنچه بر من گمان دارند بهتر قرار ده و از آنچه از من نمىدانند بر من ببخش « 2 » .
434 - با هم به ستيز برنخيزيد
عدم پذيرش حق نوعى از تكبّر است و مراء و جدال مستلزم چنين حالتى است .
از ابى دردا و واثله و انس روايت شده :
روزى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بر ما وارد شد ، در حالى كه ما راجع به يكى از مسائل دينى سرگرم بحث و مجادله و ستيزهجويى بوديم .
رسول خدا صلى الله عليه و آله چنان خشمگين شد كه شدّت خشم او براى ما بىسابقه بود ، سپس فرمود :
ملّتهايى پيش از شما به علّت جدال و ستيزهجويى گرفتار انحطاط و نابودى شدند ، از
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 10 / 72 .
( 2 ) - عرفان اسلامى : 10 / 75 .