اى موسى ! سائل را گرامى دار ، گرچه به انفاق چيز كمى به او باشد و يا با زبان خوش او را دور كن كه گاهى ملكى را به صورت سائل براى امتحان مردم به سوى مردم مىفرستم تا ببينم چه مىكنند ؟ « 1 »
407 - مرا به موعظه تو نيازى نيست
در حديث معتبر آمده :
روزى موسى براى مناجات به كوه طور مىرفت ، شيطان هم به دنبالش روان بود ، يكى از اعوان آن رجيم درگاه ، به او گفت : مگر به اغواى موسى هم اميد دارى ؟ گفت : پدرش را از بهشت راندم ، اميد است كه بتوانم وى را نيز گمراه كنم ! !
خود را به حضرت موسى رساند ، موسى وى را با كلاهى هزار رنگ ديد ، از رنگهاى كلاهش سؤال كرد ، پاسخ داد : به اين رنگها دل مردم را برده و آنان را مىفريبم ، اى موسى ! براى تو هزار و پنج كلمه نصيحت دارم ، گوش كن تا برايت بگويم كه تو را در اين مواعظ منفعت هست .
حضرت فرمودند : مرا به موعظهء تونيازى نيست ، جبرئيل نازل شد و عرضه داشت :
پنج كلمه او را بشنو و از بقيه صرفنظر كن كه در بقيه گفتارش اغوا دارد ، موسى ايستاد و فرمود بگو .
شيطان گفت : پنج عمل است كه خود من در آن پنج عمل متصدى فريب و اغواى مردمم و به اعوان و انصارم وانمىگذارم كه از عهده آن برنيايند .
1 - به وقت غضب خود را به اولاد آدم مىرسانم كه هيچ زمانى به اندازهء وقت غضب تسلّط بر آنان ندارم ، ممكن است به دو دقيقه غضب آنان را به قتل و يا گناهان ديگر
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 9 / 370 .