411 - فقط به خاطر خدا
مردى دوستش را براى خدا ملاقات كرد ، خدا ملكى را در راه او قرار داد ، از او پرسيد :
كجا بودى ؟ گفت : به زيارت برادرم رفته بودم ، پرسيد : به خاطر حاجتى ؟ گفت : نه ، گفت : قوم و خويش بودى ؟ گفت : نه ، گفت : چيزى نزد او داشتى ؟ گفت : نه ، گفت : پس براى چه به ديدار او شتافتى ؟ گفت : فقط به خاطر خدا ، گفت : اى مرد ! خداوند مرا فرستاده كه به تو بگويم خدا به خاطر اين گونه دوستى تو را دوست دارد و بهشت را براى تو واجب كرد « 1 » .
412 - با كه معاشرت كنيم ؟
عيسى فرمود : با دشمنى با اهل معصيت خود را محبوب خدا كنيد و با دورى از آنان خويش را به خدا نزديك كنيد و با خشم با آنان رضاى خدا را بجوييد ، گفتند : اى روح خدا ! با كه معاشرت كنيم ؟ فرمود : با كسى كه ديدارش شما را به ياد خدا اندازد و كلامش به علم شما بيفزايد و عملش شما را به آخرت رغبت دهد « 2 » .
413 - چه نيكوست اجر عمل كنندگان
امام سجاد عليه السلام مىفرمايد :
هنگامى كه خداوند اولين و آخرين را جمع كند ندا كنندهاى فرياد مىزند : كجايند آنان كه در راه خدا دوستى و معاشرت داشتند ؟ پس گروهى برمىخيزند ، به آنان خطاب مىكنند ، بدون حساب به بهشت برويد ، ملائكه در راه بهشت به آنان برخورد مىكنند و مىپرسند : كجا ؟ مىگويند : بهشت بدون حساب ، مىپرسند : از چه حزبى هستيد ؟
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 9 / 395 .
( 2 ) - عرفان اسلامى : 9 / 396 .