شوم و به تو متوجه گردم از عنايتش محروم گردم و ديگر دعايم را اجابت ننمايد !
ذوالقرنين فرمود : اگر مرا همراهى كنى تمام خواستههايت را اجابت مىكنم ، عرضه داشت : من حاضرم همه جا با تو باشم به شرط آن كه چهار چيز برايم ضمانت كنى :
اول : صحتى كه هرگز بيمارى از پس آن نباشد .
دوم : نعمتى كه زوال نداشته باشد .
سوم : جوانى و قدرتى كه پيرى و سستى در آن ديده نشود .
چهارم : حياتى كه مرگ نداشته باشد .
ذوالقرنين گفت : مرا هرگز بر اين امور قدرت نيست ، عابد گفت : پس من از كسى كه تمام امور در تحت قدرت اوست دست برنمىدارم و به شخصى كه مثل خود من عاجز و محتاج به غير است تكيه نمىنمايم « 1 » .
404 - تا از مرگ غفلت نكنيم
حضرت ذوالقرنين عبورش به مردمى افتاد كه هر كس مردگان خود را جلوى خانهاش دفن كرده است ، سبب اين كار را پرسيد ؛ گفتند : براى آن است كه هر صبح و شام نظرمان بر قبور اشخاصى كه مثل ما بودهاند و با آنها زندگى كرده بوديم بيفتد تا از مرگ غفلت نكنيم و به فكر عاقبت كار خويش باشيم ؛ زيرا مىدانيم كه يك روزى ما هم مانند آنان مقيم برزخ خواهيم شد ! !
از طرفى ديد منازل آنان درب ندارد ، پرسيد اين چه وضع است ؟ جواب دادند : براى آن كه بين ما دزد و خائن نيست ، خداوند به هر كس هر چه عطا كرده به همان قانع است و هرگز دست به طرف مال كسى دراز نمىكند و ما را حاكم و پادشاه نيست ؛ زيرا همهء ما
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 9 / 364 .