نوبت به حشرات مىرسد كه حسابى اسكلت حيوانات را پاك و صاف مىكنند ، تنها استخوانها باقى مىماند كه كربنات كلسيم و فسفاتهاى آن نصيب زمين مىشود ، بنابراين حتّى ذرهاى از حيواناتى كه قربانى گشتهاند به هدر نخواهد رفت !
علفها در جايى كه خون آنها ريخته است بهتر رشد مىكنند ، اين رفتگران ، طبيعت زمين را از آلودگى پاك كرده ، از شيوع بيمارىها بين انسان و حيوان جلوگيرى مىكنند و ازدياد بىرويهء نسل را هم كنترل مىنمايند .
خلاصه همانطور كه انسان با كشتن مرغ و خروس كه بر سفرهء رنگين خود مىنهد ، خويش را بىعاطفه و فاقد محبت نمىداند و يا گاو و گوسفندى را كشته ، خود و همنوعان و حتى حيواناتى كه در دسترس او هستند سير مىكند و عمل خويش را منصفانه و عاطفى مىشمرد و در حقيقت صحيح هم هست ، اعمال جانورانى كه حيوانات يا حشرات را شكار مىكنند مانند اعمال انسان منطقى و درست مىباشد ، پس حيوانات را نمىتوان فاقد عاطفه و محبت دانست ، به خصوص كه در بعضى موارد اعمال عاطفى و مهرورزى عجيب آنها با عاطفهترين انسانها را به اعجاب وامىدارد .
انس سگ به گربه ، شير به بره و مهر گربه به موش و پذيرايى كلاغ از سگ مجروح و نظاير آنها از موضوعات تازه و نو نيست كه فقط بر اثر تربيت و تعليم جانورشناسان به وجود آمده باشد ، بلكه اين خوى و عادت در خلقت جانوران وجود داشته و دارد و به همين جهت در اثر تربيت زودتر نمايان مىگردد .
در ميان حيوانات كمك به هم نوع زياد رايج است ، مثلًا گنجشكها جوجههاى گرسنهء گنجشكان ديگر را كه به عللى پدر و مادر خود را از دست دادهاند غذا مىدهند و پرواز مىآموزند و كلاغها با يكديگر همكارى و معاضدت شديد دارند ، لكلكها نيز چنيناند .
پنگوئنها روى تخمهاى يكديگر خوابيده ، آنها را شكوفانيده و از بچههاى بيگانه دقيقاً پرستارى كرده و به آنها شديداً عشق مىورزند .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 427
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٤٢٧