تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
ورود نبوده و براى اين منزل در خروجى نهاده نشده ! ! « 1 »

319 - فضيل و آشتى باحق

فضيل كه به خاطر قدرت زياد و شغل كاروان زنى ، جوى از ترس و وحشت براى دولت عباسى فراهم آورده بود و امنيت جاده‌هاى تجارتى و مسافرتى را بهم ريخته بود ، عاشق زنى صاحب جمال گشت ، قسمتى از اموال به دست آورده را ، براى او مىفرستاد و گاهى براى كام‌جويى از او به نزديك خانهء او مىرفت ، ولى زمينهء دسترسى به آن زن برايش ميسر نمىگشت . تصميمش براى رسيدن به وصال معشوقهء سخت‌گير قطعى شد ، خانوادهء زن ، در ترس و وحشت بودند ، ولى از ضعف اراده و عدم توانايى ، چاره‌اى جز تسليم در برابر آن قدرت شيطانى ، در خود نمىديدند . كاروانى به وقت شب از نزديكىهاى محل زندگى فضيل ، در بيابان مرو يا باورد عبور مىكرد ، يكى از كاروانيان با صداى خوش ولى آميخته با حزن اين آيه را قرائت مىنمود :
[ أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ ]
. آيا براى اهل ايمان وقت آن نرسيده كه دل هايشان براى ياد خدا و قرآنى كه نازل شده ، نرم و فروتن شود ؟ آيهء شريفه چون تيرى بود كه بر جان فضيل نشست ، گويى آيهء كريمه به او گفت : اى فضيل ! تا كى تو راه مردم زنى ؟ گاه آن آمد كه ما راه تو زنيم ، فضيل لحظه‌اى در آيه و در كار خود و در كار مردم و عاقبت برنامه انديشيد ، بيدار شد ، خجل و گريان روى به
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 7 / 379 .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 318 | شيخ حسين انصاريان