تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
ويرانه نهاد ، كاروانى در آنجا اطراق داشت ، عده‌اى مىگفتند : برويم ، يكى مىگفت : نتوان رفت كه فضيل بر سر راه است ! ! فضيل چون اين مسئله بشنيد ، فرياد زد : بشارت باد شما را كه آن دزد خطرناك و آن منبع شرّ با خدا آشتى كرد ، ديگر بيم راه نيست . پس از آشتى با حق همه روزه ، روزه گرفت و به تدريج رضايت صاحبان مال را جلب كرد و عاقبت از عارفان و عاشقان و ناصحان شد و گروهى از نفس الهى او به مدار تربيت قرار گرفتند ! ! « 1 »

320 - سعادت ابدى

در كتاب « اسرار معراج » اين حديث بسيار مهم و جالب و حيرت‌آور را مىخوانيم : در زمان رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در شهر مدينه ، شخصى بود بسيار ظاهر الصلاح ، به طورى كه كسى در حق او در هيچ موردى ، گمان سوء و ظن خلاف نداشت . شايد بسيارى از مردم در برخورد با او از وى طلب دعا مىكردند ، ولى او بدون توجه به ظاهر آراستهء خويش ، در بعضى از شب‌ها به خانهء مردم مدينه ، دستبرد مىزد ! ! شبى براى دزدى از ديوار خانه‌اى بالا رفت ، اثاث زيادى در آن خانه بود و در ميان خانه به غير از يك زن جوان تنها كسى نبود ، عجيب خوشحال شد كه امشب علاوه بر به چنگ آوردن مال فراوان ، در رختخواب عيش و عشرت هم شركت خواهم كرد . همانطور كه در دل تاريكى بر سر ديوار ، منظرهء فريبندهء اثاث خانه و چهرهء دلرباى زن را مىنگريست ، به فكر فرو رفت : دزدى تا كى ، ننگ تا چه مدت ، براى چه بايد زحمات انبيا و اوليا را از ياد برد ، عاقبت اين همه گناه و فساد چه خواهد شد ، مگر براى من مرگ و برزخ و قيامت و محاكمات الهيه نيست ، در پيشگاه حق و در دادگاه عدل ، جواب اين
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 7 / 384 .