مردم شهر گفتند : ما كه اين بزرگان را با اين وضع يافتهايم ، براى اين جهت بوده كه بدانيم وعدهء حق نسبت به روز قيامت متين و صحيح است و در برپا شدن محشر شكى نيست ، سپس به اختلاف نظر پرداختند ؛ عدّهاى گفتند : ساختمانى به روى آنان بنا كنيم ، گروهى كه زمام كار را در دست داشتند ، نظر دادند كه مسجدى روى بدن آنان بنا شود ، ولى خداوند از وضع آنان آگاهتر است « 1 » .
314 - اگر لقاء مرا دوست دارى
امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
به يكى از انبياى بنى اسرائيل وحى شد : اگر لقاى مرا در فرداى قيامت در حظيرهء قدس دوست دارى ، در دنيا تنها ، غريب ، غصه دار و وحشتزده از مردم باش ، همانند پرندهاى تنها كه در سرزمين بىآب و علف پر مىزند و از سر درختان مىخورد و از آب چشمهها مىآشامد و چون شب مىرسد به لانهء تنهايى مىرود و از بودن با طيور مىپرهيزد ، با پروردگارش انس مىگيرد و از طيور وحشت مىكند .
اين تنهايى و غربت و حزن و غصه و وحشت كه در روايت دستور داده شده در برابر بدكاران جامعه است ، يعنى آنان كه يك پيامبر صلى الله عليه و آله يا يك انسان صالح از هدايت آنان مأيوس است و بودن با آن ها ، جز ضرر و خسارت ، سودى براى انسان ندارد « 2 » .
315 - انديشه در موت
من شخصى را مىشناختم كه به انواع معاصى آلوده بود ، امر به معروف و نهى از منكر در او اثر نداشت ، از دين بىخبر و نسبت به هر گناهى ، اهل عمل بود .
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 7 / 247 .
( 2 ) - عرفان اسلامى : 7 / 255 .