در كلده و بابل ، زنان را مانند ساير كالاها مىفروختند و هر سال بازارى براى اين كار داشتند كه دختران به سن ازدواج رسيده را بفروشند .
در ايران تنها معادل بيست من جو براى زن ، حقّ ملكيت بود و از حقّ ديگرى جز بهره كشى مرد برخوردار نبود !
در هندوستان ، دختر را از سن پنج سالگى شوهر مىدادند و براى آنها حقّى قائل نبودند ، حيات زن و هستى او از طفيل حياتِ مرد بود و گاهى او را با جسد شوهرش يك جا مىسوزاندند ! !
در چين و تبت ، زن را به جز كارهاى سنگين در خانه حقّى نبود و براى كم كردن قدرت راه رفتن او از ابتدا پايش را در قالب آهنى مىگذاشتند كه از رشد و نمو باز بماند ! !
در يونان ، جنس زن وضع بسيار بدى داشت ، در صورت سه بار پشتسر هم دختر زاييدن محكوم به اعدام گشته و به چوبهء دار سپرده مىشد ! !
در عربستان كه بعداً نور اسلام از آن تابيد و بزرگترين كانونهاى دينى شد ، زن پستترين مخلوق بود و اصولًا دختر ننگى بود كه دامنگير پدر مىشد و بايد با كشتن يا زنده به گور كردن او اين ننگ شسته مىشد :
[ وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ * يَتَوارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ ]
.
و چون يكى از آنان را به [ ولادت ] دختر مژده دهند [ از شدت خشم ] چهرهاش سياه گردد و درونش از غصه و اندوه لبريز و آكنده شود ! ! به سبب مژدهء بدى كه به او دادهاند ، از قوم و قبيلهاش [ در جايى كه او را نبينند ] پنهان مىشود [ و نسبت به اين پيشآمد در انديشهاى سخت فرو مىرود كه ] آيا آن دختر را با خوارى نگه دارد يا به زور ، زنده به گورش كند ؟ !
تعدد زوجات بسته به تمكّن و اندازهء شهوت رانى مرد بود ، زن از ارث و تمام حقوق