تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
در كلده و بابل ، زنان را مانند ساير كالاها مىفروختند و هر سال بازارى براى اين كار داشتند كه دختران به سن ازدواج رسيده را بفروشند . در ايران تنها معادل بيست من جو براى زن ، حقّ ملكيت بود و از حقّ ديگرى جز بهره كشى مرد برخوردار نبود ! در هندوستان ، دختر را از سن پنج سالگى شوهر مىدادند و براى آن‌ها حقّى قائل نبودند ، حيات زن و هستى او از طفيل حياتِ مرد بود و گاهى او را با جسد شوهرش يك جا مىسوزاندند ! ! در چين و تبت ، زن را به جز كارهاى سنگين در خانه حقّى نبود و براى كم كردن قدرت راه رفتن او از ابتدا پايش را در قالب آهنى مىگذاشتند كه از رشد و نمو باز بماند ! ! در يونان ، جنس زن وضع بسيار بدى داشت ، در صورت سه بار پشت‌سر هم دختر زاييدن محكوم به اعدام گشته و به چوبهء دار سپرده مىشد ! ! در عربستان كه بعداً نور اسلام از آن تابيد و بزرگ‌ترين كانون‌هاى دينى شد ، زن پست‌ترين مخلوق بود و اصولًا دختر ننگى بود كه دامن‌گير پدر مىشد و بايد با كشتن يا زنده به گور كردن او اين ننگ شسته مىشد :
[ وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ * يَتَوارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ ]
. و چون يكى از آنان را به [ ولادت ] دختر مژده دهند [ از شدت خشم ] چهره‌اش سياه گردد و درونش از غصه و اندوه لبريز و آكنده شود ! ! به سبب مژدهء بدى كه به او داده‌اند ، از قوم و قبيله‌اش [ در جايى كه او را نبينند ] پنهان مىشود [ و نسبت به اين پيش‌آمد در انديشه‌اى سخت فرو مىرود كه ] آيا آن دختر را با خوارى نگه دارد يا به زور ، زنده به گورش كند ؟ ! تعدد زوجات بسته به تمكّن و اندازهء شهوت رانى مرد بود ، زن از ارث و تمام حقوق
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 174 | شيخ حسين انصاريان