ره تن را بزن تا جان بماند * ببند اين ديو تا ايمان بماند
قبايى را كه سر مغرور دارد * تن آن بهتر كه از خود دور دارد « 1 »
170 - زن قبل از اسلام
ملل بىخبر از مكتب وحى دربارهء زن مىگفتند : زن وسيلهاى است براى ادارهء زندگى مرد كه هم چون يكى از وسايل در اختيارش گذاشته شده و وظيفهء او تهيه كردن اسباب خوشى و هوس رانى مرد و زاييدن فرزند و خدمت در خانواده است ! !
براى اين جنس ، خواندن و نوشتن ، تعليم و تعلم و فهميدن خطرناك است ، از خانه بيرون رفتن او مطلقاً موجب فساد است ، براى او جايى بهتر از چهار ديوار خانه نيست ، نبايد هيچ گونه اختيارى داشته باشد ، در برابر مرد - كه فعال ما يشاء است - بايد موجودى بىاراده باشد !
در ممالك مسيحى كار تفريط در نظريه نسبت به جنس زن به جايى رسيده بود كه مىگفتند :
زن را بايد مانند دهان سگ دهنه بند زد و مىگفتند : روح زن از روح ملكوتى جداست و بحث داشتند كه آيا روح او بشرى هست يا نه ؟ !
در آفريقا زن ، حكم كالا و ثروت را داشت و براى مرد به منزلهء گاو و گوسفند بود .
هركس زن بيشترى داشت در حقيقت ثروتمندتر بود ، خريد و فروش زن و به كار گرفتن او براى شخم زدن زمين امرى عادى بود !
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 4 / 39 .