ديگرى براى فهم اين همه مسائل براى آنها هست ؟ ! « 1 »
143 - از كجا دانستند ؟
يكى از كوهنوردان مىگويد :
در تمام مدت سال از منزلم تا بالاترين نقطهء تپهاى كه در محيط زندگيم بود ، راهپيمايى مىكردم .
زمستان بسيار سردى بود ، برف سنگينى زمين را پوشانده بود ، از محلى كه رفته بودم بر مىگشتم ، در مسير را هم در بالاى تپه حوضچهاى پر آب بود . گنجشكهاى زيادى هر روز پس از خوردن دانه به كنار آن حوضچه براى آب خوردن مىآمدند ؛ آن روز سطح حوضچه را يخ ضخيمى پوشانده بود ، گنجشكها به عادت هر روز كنار حوضچه آمدند نوك زدند ، سطح محل را يخ زده يافتند ، ايستادم تا ببينم كه اين حيوانات كوچك ولى با حوصله چه مىكنند .
ناگهان يكى از آنها روى يخ آمد و به پشت بر سطح يخ خوابيد ، پس از چند ثانيه به كنارى رفت ، ديگرى به جاى او خوابيد و پس از چند لحظه دومى برخاست ، سومى به جاى او قرار گرفت ، همين طور مسئله تكرار شد تا با حرارت بدن خود آن قسمت را آب كردند ؛ وقتى نازك شد با نوك خود شكستند آب بيرون زد ، همه خود را سيراب كردند و رفتند ؛ راستى اين عمل اعجابانگيز چيست ؟ از كجا فهميدند كه يخ با حرارت آب مىشود سپس از كجا فهميدند كه بدن خود آنها حرارت مناسب را دارد و از كجا دانستند كه بايد اين حرارت با خوابيدن روى يخ به يخ برسد و از كجا فهميدند كه با خوابيدن يك نفر مشكل حل نمىشود ، بلكه بايد به نوبت اين برنامه را دنبال كرد ؟ آيا جز هدايت
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 3 / 160 .