تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
فرمود : واى بر تو آيا مىدانى در حضور كه بودم ؟ همانا از عبد قبول نمىشود نمازى مگر آنچه توجه قلب به آن بوده . عرض كردم : پس ما هلاك شديم ؟ فرمود : هرگز همانا نقص عبادات را خداوند با نافله‌ها براى مؤمنان تمام مىكند « 1 » .

133 - انفسهم عفيفة

شنيدستم زنى صاحب جمالى * فقيرى بىنوا در قحط سالى
به دامان كودكانى داشت مضطر * كه نانشان بود آب از ديدهء تر ز بهرِ كودكان با فكر و تشويش * روان شد بر درِ همسايهء خويش مگر همسايه‌اش آهنگرِ راد * ببخشد قوت و از غم گردد آزاد كز آن دارا برآيد آرزويش * شود نانِ يتيمان آبرويش قضا را چشم آن همسايه ناگاه * به هنگام حديث افتاد بر ماه چه آهنگر به رخسارش نظر كرد * طمع بر حسنِ آن رشك قمر كرد به جانش آتشِ شهوت برافروخت * كه اين آتش هزاران خانمان سوخت دلش در دام زلف آن گل اندام * مسخر شد چو مرغ خسته در دام شده شيرى شكار آهوى چشم * معاذ اللّه ز دست شهوت و خشم بسا دل كز نگاهى رفته از دست * سپرلطف حق است از تير اين شست نگاه ديده جان‌ها داده بر باد * ز جور ديده دل‌ها گشته ناشاد غرض مرغ خرد صيد هوس گشت * عجب عنقاى جان صيد مگس گشت دلش شد پاى بند آن پرى چهر * تعالى اللّه چه زنجيرى بود مهر بداد از كف همه دين و دلش را * كه سوزد برق شهوت حاصلش را
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 3 / 74 .