در اين صحنه مىبود . حضرت فرمود : آيا ميل و نيّت قلبى برادرت با ماست عرضه داشت : آرى . امام فرمود : حقيقتاً با ما حاضر است و آنان كه هنوز در پشت پدران و رحم مادرانند و به دنيا نيامدهاند نيز با ما هستند ، به همين زودى ، زمان آنان را آشكار مىكند ، ايمان ، به آنان نيرو مىگيرد و اهل طغيان بهدست آنان نابود گردند « 1 » .
128 - اين سهم حق برادر توست
پس از پايان جنگ جمل يا يكى از جنگها ، امام على عليه السلام به تقسيم غنائم مشغول شدند ، هر نفرى از برابر حضرت عبور كرد ، مشتى درهم به او عنايت فرمود . چون گيرندهء غنيمت درهمهاى گرفته را مىشمرد ششصد درهم بود ، به تمام افراد ارتش ششصد درهم رسيد و براى خود حضرت هم ششصد درهم ماند . ناگهان يكى از سربازان آه كشيد ، حضرت سبب آه او را پرسيد ، عرضه داشت : وقتى خواستم در ركاب مبارك شما شركت كنم دنبال برادرم رفتم ، او را مريض يافتم ، در موقع خداحافظى شنيدم كه مىگفت : اى كاش از سلامت برخوردار بودم ، تا مىتوانستم در كنار على با دشمنان حق بجنگم .
حضرت بلافاصله ششصد درهم سهم خود را به آن سرباز داد و فرمود : چون به ديدار برادرت رفتى اين سهم را به او بده و بگو به خاطر نيّتت انگار با ما بودى و اين سهم حق توست « 2 » .
129 - اين ضربت را در صفين برداشتم
معلم اخلاق ، شهيد دستغيب در يكى از كتابهايش از جلد سيزده « بحار الأنوار » از كتاب « كشف الغمة » اربلى نقل مىكند :
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 3 / 58 .
( 2 ) - عرفان اسلامى : 3 / 58