وى اعتماد نمايند و از آلودهشدن به حرص و طمع بپرهيزند .
چون اين حقايق را فراموش كنند يعنى در اتصال به دنيا از حدود حق فرا روند و از توكّل بگريزند و به حرص و طمع دچار گردند از طايفهء هالكين شوند و از زمرهء كسانى به حساب آيند كه جز ادعاى دروغ مايهاى ندارند .
آنان كه در رشتهء كسب و كار بدون توكّلند و مطيع دستورهاى دوست نيستند جز مال حرام و اندوخته شبههناك براى آنان نماند ، علامت متوكّل اين است كه در بذل مال امساك نداشته ، بلكه ديگران را بر خود مقدّم كرده و از ايثار و انفاق خدشهاى در قلبش نيايد .
متّكى به حضرت حق بدنش در كسب و كار و قلبش در خضوع و خشوع نسبت به جناب اوست ، چون تحصيل ثروت كرد خود را امين حق بيند و بر اين اساس طبق رضاى صاحب مال در مال تصرّف كند و باقى بودن و فانى شدن مال در نظرش يكسان گردد ، در چنين حال بذل و انفاق و امساك و منعش براى خداست و هرگونه تصرّفش در ثروت و مال بر طبق برنامههاى يار است .
زنده آن باشد كه از خود رسته شد * در وجود زندهاى پيوسته شد
چيست پيوستن به او دل باختن * خويش را در پاى او انداختن
دست از تدبير خود برداشتن * اختيار خود به او بگذاشتن
گر همى خواهى حيات خوش گوار * اختيار خود برو با او گذار