نمىشكنند . * و آنچه را خدا به پيوند آن فرمان داده پيوند ، مىدهند و از [ عظمت و جلال ] پروردگارشان همواره در هراسند و از حساب سخت و دشوار بيم دارند .
آرى ، وقتى يار در صحنهء باعظمت قيامت روى به جانب انسان ندارد و از لطف و مرحمت و عنايتش به خاطر تمام آلودگى انسان دريغ دارد و هيچ شافع و ناصرى براى نجات انسان لب باز نمىكند و سر و كار مجرم با دادگاههاى سخت و ملائكهء عذاب و عاملان غضب و خشم الهى است ، اين را مىگويند سوء الحساب ! !
فيض آن عارف وارسته و عاشق دل خسته در اين زمينه مىگويد :
هشدار كه هر ذرّه حساب است در اينجا * ديوان حساب است و كتاب است در اينجا
حشرست و نشورست و صراط است و قيامت * ميزان ثواب است و عقاب است در اينجا
فردوس برين است يكى را و يكى را * آزار و جحيم است و عذاب است در اينجا
آن را كه حساب عملش لحظه به لحظه است * با دوست خطاب است و عتاب است در اينجا
آن را كه گشودست ز دل چشم بصيرت * بيند چه حساب است و چه كتاب است در اينجا
بيند همه پاداش عمل تاره به تاره * با خويش مر آن را كه حساب است در اينجا
با زاهدش ار هست خطابى به قيامت * با ماش هم امروز خطاب است در اينجا