و برايش از بهشت طعام مىآورند و رَوْح و ريحان بر او عرضه مىكنند « 1 » .
چون مؤمن را در قبر گذاردند و روى او را بپوشانند و تشييع كنندگان برگردند و مؤمن تنها ماند ذات حق به او خطاب كند :
عَبْدى بَقيتَ وَحيداً فَريداً وَتَركوكَ فى ظُلمَةِ القبرِ وَقَد عَصَيْتَنى لِأجلِهِم ارْحَمكَ رحمةً يَتَعَجَّبُ مِنها الخَلائِق وَانا اشْفَقُ عَلَيْكَ مِنَ الوَالِدةٍ بِوَلَدِها « 2 » .
بندهء من تنهاى تنها شدى و [ دوستانت ] تو را در تاريكى قبر ترك كردند و در حالى كه تو به خاطر ايشان معصيت من مىكردى ، رحم مىكنم به تو رحمى كه مخلوقات حيرت زده شوند و من مهربانتر به تو هستم از مادر به فرزند .
سپس خداوند به ملائكه خطاب مىكند به سوى بندهء من برويد و او را تسلّى دهيد و درى از بهشت به سوى قبر او بگشاييد تا اين كه نسيم بهشتى در قبر او وارد شود .
برقى در كتاب با قيمت « المحاسن » از امام صادق عليه السلام به روايت ابوبصير نقل مىكند :
هرگاه ميّت را در قبر بگذارند ، شش صورت همراه وى وارد قبر مىشوند كه يكى از آنها از همه نيكوتر و خوشبوتر مىباشد ، يكى از آن صورتها در طرف راست و ديگرى در سمت چپ و يكى جلوى رو و ديگرى پشت سر و يكى بالاى سر و ديگرى پايين پا قرار مىگيرد .
هامش
( 1 ) - الأمالى ، شيخ صدوق : 290 ، المجلس الثامن والأربعون ، حديث 12 ؛ بحار الأنوار : 6 / 222 ، حديث 22 .
( 2 ) - شجرة طوبى : 2 / 450 .