گناه خويش خودم دوزخ هم خود * اگر ز خويش برستم ز هول پل رستم
به روى من ز سوى حق گشود چندين در * ز سوى خويش درى چون به روى خود بستم
ز خود اگر نكنم خويش را رسم به خدا * به وصل او نرسم تا به خويش پابستم
مگير بر من مسكين اگر بدى كردم * كه تو كريمى و من از خرد تهى دستم
با توجه به آيات و رواياتى كه گذشت گمان نمىرود ، در تمام هستى سرمايهاى براى انسان پرسودتر و ثمربخشتر از تقوا باشد .
اوليا و عاشقان ، هميشه دنبال اين بودند كه در سير و سلوك خود و در سفر به سوى جناب دوست به قلّه با عظمت تقوا برسند .
تقوا حصن حصينى است كه هركس به آن راه پيدا كند از تمام خطرات دنيا و آخرت برهد و خشنودى حضرت ربّ العالمين را به آن وسيله به دست آورد .
زندگى بدون تقوا در معرض انواع خطرات و بلاهاست و بدون قوه و قدرت پرهيزكارى رهيدن از آن خطرات كارى محال است .
اين چند روزه دنيا را با گناه سپرى نكنيد و عمر گرانمايه را با شيطان و هوا معامله ننماييد كه سراسر خسارت است .