رشد و كمال خويش مىتواند پند بگيرد و اگر بناى پند گرفتن نداشته باشد از هيچ چيز و هيچ كس حتى از حضرت حق پند نخواهد گرفت و موعظه نخواهد شنيد .
به دنيا ساختم مشغول چشم روشن دل را * به اين يك مشت گل مسدود كردم روزن دل را
ندانستم كه خواهد رفت چندين خار در پايم * شكستم بىسبب در خرقهء تن سوزن دل را
فريب چشم خوردم كشتيم در گِل نشست آخر * نمىماند بجا گر مىگرفتم دامن دل را
مرا گر هيزم دوزخ كند افسوس جا دارد * كه بىبرگ از ثمر كردم نهال ايمن دل را « 1 »
وعظى از فقيه خراسانى
در يكى از شهرستانها در ايام ولادت حضرت حسين عليه السلام جهت سخنرانى دعوت داشتم ، در آنجا با عالمى بزرگوار آشنا شده و با وى تا پايان اقامتم همصحبت بودم ، نكات ارزندهء توحيدى و اخلاقى برايم مىگفت و گاهى به مسائلى اشاره مىكرد كه جنبهء پند و موعظه داشت .
مىفرمود : من نام مبارك حاج شيخ غلامرضاى يزدى معروف به فقيه خراسانى را زياد شنيده بودم و اوصاف آن مرد را از زبان اهل دين يافته بودم كه وى مردى بزرگ ، با حال و خدمتگزار به اسلام بود و به خصوص در ايام محرم و صفر و ماه رمضان براى وعظ و تبليغ با اسب و قاطر و يا الاغ به مناطق دوردست يزد و جندق
هامش
( 1 ) - صائب تبريزى .