تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
رشد و كمال خويش مىتواند پند بگيرد و اگر بناى پند گرفتن نداشته باشد از هيچ چيز و هيچ كس حتى از حضرت حق پند نخواهد گرفت و موعظه نخواهد شنيد .
به دنيا ساختم مشغول چشم روشن دل را * به اين يك مشت گل مسدود كردم روزن دل را ندانستم كه خواهد رفت چندين خار در پايم * شكستم بىسبب در خرقهء تن سوزن دل را فريب چشم خوردم كشتيم در گِل نشست آخر * نمىماند بجا گر مىگرفتم دامن دل را مرا گر هيزم دوزخ كند افسوس جا دارد * كه بىبرگ از ثمر كردم نهال ايمن دل را « 1 »

وعظى از فقيه خراسانى

در يكى از شهرستان‌ها در ايام ولادت حضرت حسين عليه السلام جهت سخنرانى دعوت داشتم ، در آنجا با عالمى بزرگوار آشنا شده و با وى تا پايان اقامتم همصحبت بودم ، نكات ارزندهء توحيدى و اخلاقى برايم مىگفت و گاهى به مسائلى اشاره مىكرد كه جنبهء پند و موعظه داشت . مىفرمود : من نام مبارك حاج شيخ غلامرضاى يزدى معروف به فقيه خراسانى را زياد شنيده بودم و اوصاف آن مرد را از زبان اهل دين يافته بودم كه وى مردى بزرگ ، با حال و خدمتگزار به اسلام بود و به خصوص در ايام محرم و صفر و ماه رمضان براى وعظ و تبليغ با اسب و قاطر و يا الاغ به مناطق دوردست يزد و جندق
هامش
( 1 ) - صائب تبريزى .