اين كه قرآن مجيد قسمتى از آيات كريمهاش را اختصاص به بيان زندگى فرعون و فرعونيان و نمرود و نمروديان و بدترين اشخاص و افراد و اقوام و ملل داده ، براى اين بوده كه از زندگى اينان به تمام جهانيان پند و موعظت دهد و به مردم بفهماند كه اگر راه اينان را برويد به عاقبت سوء و عذاب الهى گرفتار خواهيد شد ، پس قلب بينا و دل بيدار از بىادبان و ظالمان و ستمگران هم پند مىگيرد و كارى به منبع پند ندارد .
پند گرفتن از حيوان
آوردهاند كه :
واعظ عامل حاج شيخ جعفر شوشترى از تهران عازم زيارت حضرت رضا عليه السلام شد و جمعى از علما و طلّاب با اجازهء وى ، او را در آن سفر همراهى كردند .
قافله حركت كرد ، به مسجدى رسيدند كه كار بنايى آن مسجد نيمه تمام بود و كارگران در آنجا مشغول كار بودند ، ناگهان ديدند شيخ جعفر روى زمين نشست و شديداً مشغول گريه شد . از او سبب گريهاش را پرسيدند ، فرمود : به اينجا كه رسيدم ، ديدم كارگران بار الاغى را كه سنگ و خاك بود خالى كردند و پالان آن الاغ را از پشت الاغ جهت استراحت آن حيوان برداشتند . الاغ روى زمين دراز كشيد و به خاراندن بدن خود به وسيله حركاتش بر زمين مشغول شد و در اين ميان به من نظر انداخت و فرياد زد : آشيخ ! من بار صاحبم را به منزل و مقصد رساندم ، تو كه بيش از پنجاه سال از عمرت مىگذرد آيا بار امانت صاحبت حضرت حق را به منزل رساندهاى يا نه ؟ از اين هشدارى كه اين حيوان به من داد بىطاقت شدم و نتوانستم از گريه خوددارى كنم ! !
آرى ، اگر بنا باشد انسان پند بگيرد ، از هر چيزى و از هر كسى به نفع خود و براى