آن كاشف قرآن كه خدا در همه قرآن * كردش صفت عصمت و بستود على بود
آن عارف سجّاد كه خاك درش از قدر * از كنگرهء عرش برافزود على بود
آن شاه سرافراز كه اندر ره اسلام * تا كار نشد راست نياسود على بود
آن قلعه گشايى كه در قلعهء خيبر * بركند به يك حمله و بگشود على بود
چندان كه در آفاق نظر كردم و ديدم * از راه يقين در همه موجود على بود
اين كفر نباشد سخن كفر نه اين است * تا هست على باشد و تا بود على بود
سرّ دو جهان جمله ز پيدا و ز پنهان * شمس الحق تبريز كه بنمود على بود « 1 »
انفاق امام على عليه السلام
واحدى باز در تفسيرش مىنويسد :
چهار درهم نصيب على عليه السلام شد ، يك درهمش را شب و يك درهمش را روز و يك درهم را در پنهانى و درهم ديگر را آشكار به راه خداوند صدقه داد ، از پى اين واقعيت كه همراه با نّيتى صادقانه و الهى بود اين آيت نازل گشت « 2 » :
هامش
( 1 ) - شمس تبريزى .
( 2 ) - كشف الغمة : 1 / 177 ؛ بحار الأنوار : 36 / 61 ، باب 36 ، حديث 6 .