برقرار كنند به سادگى و به آسانى براى آنان ميسّر بود و تحت همين قدرت روحى و قوت قلبى و صافى نفس ، هر چه را براى خود و در جهت حيات مردم مىخواستند دريافت مىكردند .
برترى انبيا
معلّم اول و آخر آنان حضرت ربّ العزّه بود و هيچ بشرى در افاضه دانش و علم نسبت به آن بزرگواران دخالت نداشت و اين مسئله به فرموده امام صادق عليه السلام در « اصول كافى » بر اساس اصل قبح ترجيح بلا مرجح ثابت و مسلّم است .
به عبارت سادهتر ، اطاعت از تمام انبيا تا روز قيامت بر تمام انسانها واجب و حتم است ، اگر فرض شود كسى در ميان بنى آدم در رشتهاى از دانش به خصوص دانش تربيتى و روحى آگاهتر از پيامبران باشد و بر او اطاعت از انبيا واجب و لازم باشد اين وجوب اطاعت ترجيح بلامرجّح است ، يعنى مقدم را مؤخر داشتن و مؤخر را مقدم داشتن و اين تقديم و تأخير در دادگاه عقل و وجدان قبيح است ، بنابر اين دانش و معلومات انبيا ما فوق معلومات بشر تا روز قيامت است و در جامعهء انسانى معلّمى نبوده كه بر انبيا اضافه معلومات داشته باشد تا بتواند بر دانش انبيا بيفزايد ، اين است كه اين طايفهء عظيم القدر و اين نفوس عاليه و ارواح طيّبه معلّمى جز خداى لايزال از روز اول حيات تا لحظهء بيرون رفتن از دنيا نداشتند .
معلومات اول زمان و معقولات آخر زمان در دو رشتهء غيب و شهود در حدّ لازم براى آن بزرگواران چون خورشيد تابان درخشش داشت و اين مسئله به خاطر اين بود كه خداوند عزيز به آن راهنمايان راه حق نفسى به نام نفس قدسى كرامت فرموده بود و اين نفس قدسى هم در جهت رشد و كمال خود آنان بود و هم در جهت رشد و كمال امّتها و اقوام روى زمين در تمام ادوار تاريخ .