مىورزيديد ؛ و انسان همواره بسيار بخيل و تنگنظر است .
[ إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً * إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً * وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً ]
« 1 » .
همانا انسان حريص و بىتاب آفريده شده است ؛ * چون آسيبى به او رسد ، بىتاب است ، * و هنگامى كه خير و خوشى [ و مال و رفاهى ] به او رسد ، بسيار بخيل و بازدارنده است .
[ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا ]
« 2 » .
بىترديد او [ به علت ادا نكردن امانت ] بسيار ستمكار ، و [ نسبت به فرجام خيانت در امانت ] بسيار نادان است .
ملاحظه كنيد اندك علمى كه از ظاهر امور به دست آمده در ظرف شتاب و بخل شديد و حرص و بىصبرى و ظلم و جهل است چگونه انسان با تكيه بر اين علم اندك و اين همه محدوديت و كم ظرفيتى مىتواند به درك سعادت حقيقى و خير دنيا و آخرت نايل آيد ؟ !
اينجاست كه نياز انسان به وجود انسانهايى كه مستقيماً از جانب حضرت ربّ العزّه به تربيت كامل و جامع آراسته شدهاند و بينايى و بينش آنان ما فوق همهء انسانها تا قيامت است و علوم اولين و آخرين و دانش ظاهر و باطن و مادى و معنوى نزد آنان است حسّ مىشود .
[ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ]
« 3 » .
هامش
( 1 ) - معارج ( 70 ) : 19 - 21 .
( 2 ) - احزاب ( 33 ) : 72 .
( 3 ) - آل عمران ( 3 ) : 103 .