و از تو دربارهء روح مىپرسند ، بگو : روح از امر پروردگار من است ، و از دانش و علم جز اندكى به شما ندادهاند .
نه تنها نسبت به حقيقت روح ، انسان را دانشى نيست ، بلكه نسبت به بسيارى از كليات و جزئيات عالم ماده و ظاهر جهان بينشى ندارد چه رسد به مسائل عالى الهى و حقايق بلند معنوى و مسائل پرارزش ملكوتى كه قرآن مجيد در اين زمينه مىفرمايد :
[ يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ ]
« 1 » .
[ تنها ] ظاهرى [ محسوس ] از زندگى دنيا را مىشناسند و آنان از آخرت [ كه سراى ابدى و داراى نعمت هاى جاودانى و حيات سرمدى است ] بىخبرند .
خداوند عزيز طبيعت اوليه همهء انسانها را از اوّل تاريخ تا قيامت چنين معرّفى مىكند :
[ خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ ]
« 2 » .
انسان از شتاب و عجله آفريده شده است .
[ قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفاقِ وَ كانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً ]
« 3 » .
[ به اين كافران و مغروران به امور مادى دلفريب ] بگو : اگر شما مالك خزينههاى رحمت پروردگارم [ مانند باران ، اموال ، ارزاق و . . . ] بوديد ، در آن صورت از ترس [ تهىدستى و كمشدنش ] از انفاق كردن آن بخل
هامش
( 1 ) - روم ( 30 ) : 7 .
( 2 ) - انبيا ( 21 ) : 37 .
( 3 ) - اسراء ( 17 ) : 100 .