بر اساس همين نفس قدسى بود كه تمام انبيا در تمام لحظات حيات پرارزش خود از قيد هوا و هوس و از قيد طاغوت و طاغوتيان با كمال قدرت آزاد زيستند و جز در پيشگاه حضرت ربّالعالمين سر تواضع فرود نياوردند كه در مكتب حق اصل آزادى عبارت از قرار داشتن در مدار بندگى حق و آزاد بودن از قيد خلق است .
چون سربندگى بر خاك درگاه دوست گذارى و در اين بندگى هدفى جز رضاى محبوب نخواهى ، از دنيا و عقبى و مافيها رستهاى و به عين آزادى و محض وارستگى رسيدهاى كه دنيا و مافيها و عقبى و آنچه در آن دو ظرف است بر عاشق حرام است ، آنچه بر عاشق واجب است اطاعت از معشوق و آنچه بر او حلال است طلب رضا و خواسته و ارادهء محبوب است .
معجزات انبيا
انبياى الهى در عالم بيدارى شاهد عالم غيب و مُثُلِ غيبيه بوده و صداى دلنواز ملائكه را مىشنيدند ، و مسائل غيبى را به كمك ملائكه يا قدرت قلب خود دريافت مىنمودند و اخبار كلى و جزئى مُلك و ملكوت و حوادث گذشته و آينده تا جائىكه خداوند مهربان اراده داشت براى آنان روشن بود !
آنان به اذن و اجازهء حضرت حق براى اثبات نبوت خود و به تصديق نشاندن امت ، قدرت تصرف در نظام تكوين داشتند و در اين رابطه مىتوانستند به سهولت و آسانى مرده زنده كنند ، كور مادرزاد شفا دهند ، مرض جذام و پيسى را معالجه نمايند ، ابر براى باريدن حاضر كنند ، شتر ماده از دل كوه بيرون بكشند ، از درون مردم و خانه هايشان خبر دهند ، سنگريزه را به سخن درآورند ، از سنگ سخت دوازده چشمهء آب جارى نمايند ، چوب خشكى را تبديل به اژدها كنند ، دست به بغل برده و چون بيرون بياورند مانند ماه شب چهارده سرانگشتانشان بدرخشد ،