و انجام دادن كارهاى نيك و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات را به آنان وحى كرديم ، و آنان فقط پرستش كنندگان ما بودند .
اگر به همين آيه دقت كنيد به اين نتيجه مىرسيد كه هر حكومتى غير حكومت پيغمبر و امام معصوم و جانشينان آنان ، حكومت باطل و غاصبانه و ظالمانه و هر قانونى جز قانون الهى ، قانون باطل و قانون ضالّ و مضلّ است .
حكومتهاى غير الهى
در اين زمينه به آياتى از كتاب خدا توجه كنيد :
[ وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ ]
« 1 » .
و كسى كه كفر را به جاى ايمان اختيار كند ، تحقيقاً راه راست را گم كرده است .
اكثر حكومتهاى امروز شرق و غرب از حاكمان و سياستمدارانى تشكيل شده كه به واقعيتهاى الهى كافر و مشركند و وكلايى كه براى قانونگذارى از طرف آن حكومتها به مجالس مقننه مىروند همدست و همراه همان حاكمان كافر و مشركند و بلكه از آنان گمراهترند ، آن وقت ببينيد مىتوان حكومت آنان را حكومت صالح و قوانين وضع شده آنها را هادى انسان دانست ؟
آنگونه حكومتها حكومت ضد خدا و غير واقعى و غاصبانه و آنگونه قوانين ، اكثر ماده و تبصرههايش منحرف از حق و گمراه كننده خلق است .
[ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعِيداً ]
« 2 » .
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 108 .
( 2 ) - نساء ( 4 ) : 116 .