و پوشاك و مسكن و شهوت قانع باشند و نمىخواستند قبول كنند كه هر انسانى را بر سر اين سفره حقّى است و اگر مىگذاشتند به اين صورت زندگى كند فضاى حيات به طور دائم دچار آشفتگى و اضطراب و خونريزى و تجاوز و قتل و غارت مىشد ، از اين رو از همان روزگار نخست احتياج و نياز شديد به قانون يعنى برنامههاييكه كنترل كننده آزادى خواهىهاى غلط باشد حس كردند و پياده شدن قانون را هم درگرو يك قدرت عادلانهء حاكم بر اجتماع دانستند .
در احتياج به قانون و نياز به حكومت عادل ، احدى از عقلاى عالم و اهل وجدان و انصاف از روزگاران اول تا امروز شك و ترديد ندارد ، دعوا در اين است كه چه كسى بايد قانون وضع كند و چه قدرتى بايد خيمه حكومت و امارت بزند ؟
وجود مقدس حضرت حق مسئله قانونگذارى را در حدى كه تمام جوانب حيات انسان را از قلب و نفس و روح و بدن و خانواده و اجتماع شامل گردد به نحوى كه او را در تمام جهات رشد دهد و برپا كردن يك حكومت صددرصد عادلانه و حكيمانه را در قدرت بشر نمىداند ، ولى ازخدا بىخبران و متكبران از حق ، جعل قانون و برپا كردن حكومت را حق خود مىدانند .
خداوند منبع قانون را خود و انبيا و ائمه طاهرين عليهم السلام معرفى مىكند و برپايى حكومت و امارت را وقف حريم مقدس خود و انبيا و ائمه عليهم السلام دانسته و اين همه را بر اساس عشق به انسان و در طريق جلب منفعت و دفع ضرر از دامن حيات او انجام مىدهد ، چرا كه حضرت او در جعل قانون و ايجاد حكومت فقط و فقط رشد و تكامل بشر و رسيدن او را به بهشت ابد و جنّت لقا و وصال مىخواهد و در مسئله قانون گذارى و جعل حكومت در صورت اطاعت بشر نفعى عايد او نيست كه او غنى حميد است و در صورت عصيان انسان ضررى متوجه او نيست كه عزيز و قادر است .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 133
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٣٣