به اين خاطر حركت با پاى عقل تنها به جايى نميرسد .
خداوند به چاه بدبختى دراندازد آنان كه در حق انبيا بدون تكيه بر برهان الهى نظر دادند و چشم دلشان را كور كند ، آنان كه خواستند بدون چراغ الهى در حق پيامبران اظهار نظر كنند .
كجا به حقيقت آن بزرگواران مىتوان رسيد كه هر دستى از رسيدن به مقام آنان كوتاه و هر پايى لنگ است ، چگونه قدر و قيمت آنان را مىتوان يافت كه آنان در نزد حق از قرب منزلت خاص برخوردارند ؟ !
اگر آنان را با كسى در افعال و اقوال مساوى و برابر بدانى به گناه خطرناكى و به عمل بسيار بدى دچار شدهاى ، علاوه مقام آن بزرگواران را منكر شده ، امتيازات الهى آنان را پنهان داشتهاى ، در اين صورت از درجهء ايمان و حقايق آن و از مدار معرفت خارج گشته و بندهء ناسپاس و بدبختى شدهاى . بر تو باد ، بر تو باد ! از اين كه بدون حجت قوى و برهان جلى در حق آن عباد پاك و بندگان مخلص حق ، اظهار نظر كنى .
اين شرمندهء مسكين و سرافكنده مستكين به محضر مقدس رسول اسلام صلى الله عليه و آله عرضه داشتهام :
عزيز آن جان كه جانانش تو باشى * قوى آن دل كه سلطانش تو باشى
بلند آن سر به عالم گردد اى دوست * كه باشد گوى و چوگانش تو باشى
به محصول ابد خواهد نشستن * درختى را كه دهقانش تو باشى
غنى هر دو عالم گردد آن كس * كه در يك لحظه احسانش تو باشى
سر و سامان بگيرد در دو عالم * هر آن دل را كه سامانش تو باشى
چمن آرا شود هر گل كه در عشق * در اين عالم گلستانش تو باشى
شود روشنتر از خورشيد عالم * هر آن جانى كه عرفانش تو باشى