و ائمه عليهم السلام نشسته و زمام كشتى زندگى جامعه را به دست گرفتند .
در تمام ادوار پس از غيبت حجّت ثانى عشر ، فقهاى بزرگ شيعه در مسئلهء فتوى جانب الهى آن را پيش گرفته و در تمام حوادث به داد اسلام و مسلمانان واقعى رسيدند و گاهى در اين راه جان عزيز خود را نثار حضرت حق كردند .
اما فقها و قضات مسلكهاى ديگر به ظاهر اسلامى ، همانند فقهاى بزرگ شيعه به ميدان نيامده و بلكه بعضى از آنان در جهت استحكام حكومتهاى جور دست به فتوا زده و تودهء عوام را به دنبال فتواى خود تبديل به پيچ و مهرهء دستگاه اموى و عباسى و حكومتهاى مانند آنان كرده و خلاصه دين خود را به دنيا فروخته و ميليونها نفر را گمراه نموده ، از راه خدا بازداشتند !
دينداران هر يك از مسلكهاى اسلامى ، شيعى ، زيدى ، حنفى ، مالكى ، حنبلى ، شافعى ، هميشه متوجه فتواى فقيه و مرجع مربوط به آيين خود بودند ، در اين زمينه فقهاى بزرگ شيعه ، هميشه شيعه را در جهت برنامههاى الهى و به خصوص حفظ مكتب و بالاخص مبارزه با ستمگران دوران تا ريشهكن شدن آنان هدايت كرده و در اين راه خدمات بس ارزندهاى انجام دادند .
ولى با كمال تأسف بعضى از فقهاى بعضى از مسالك به فتواهاى عجيبى دست زده كه تودهء مؤمن به آن مسلك ، يا نوكر ظلم و ظالم شده و به بند استعمار و استثمار دچار گشته و يا براى نابودى مريدان اهل بيت پيغمبر عليهم السلام و پيروان دوازده امام معصوم عليهم السلام كمر همت بستند و از اين راه هزاران مؤمن خالص را دچار زندانهاى وحشتناك بنى اميه و بنى عباس و حكومتهاى بعد از آنان كرده و وسيلهء هلاك آن رادمردان الهى شدند و يا در اين زمينه علت تبعيد آزادگان گشته و يا مريدان خود را براى جنگ با شيعهء مظلوم بسيج كرده و از اين راه ضربههاى غير قابل جبرانى به انسانيت زدند .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 423
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٤٢٣