اى هشام ! به حقيقت كه خداوند بر مردم دو حجّت دارد ، حجت عيان و حجّت نهان ، حجت آشكار رسولان و پيامبران و امامانند و حجت درونى و نهان عقل است .
مىتوان از اين روايت بدينگونه استفاده كرد كه اگر در انسان عقل نباشد راه استفاده او از انبيا و امامان عليهم السلام مسدود است ، اگر انسان بىرابطهء با انبيا و امامان عليهم السلام زندگى كند از خسارت و ضرر مصون نخواهد بود ؛ زيرا عقل تنها نمىتواند در همه شؤون راهنماى انسان باشد ، نياز عقل به عقول عاليه يك نياز طبيعى و ضرورى است و بر انسان است كه از كمكگيرى از عقول الهيه تكبر نكند .
توجه به اين نكته لازم است كه انسان اگر طالب خير و سعادت در امور دين و دنيا و آخرت است بايد در درجهء اوّل از كتاب خدا و درجهء بعد از انبيا و به خصوص خاتم رسولان و آن گاه از ائمهء طاهرين عليهم السلام و سپس از آنان كه از عقل بيدار و علم و تجربه و تقوا و روح نصيحت برخوردارند مشورت كند كه سير اين مسير آدمى را به مقام قرب و عرصهء ملكوت و رضايت حق و بهشت برين رهنمون مىگردد .
مشورت با خدا به اين است كه به كتاب حق ، علم و معرفت پيدا كند و از آيات قرآن براى زندگى دستور بگيرد .
مشورت با انبيا و ائمه عليهم السلام به اين است كه به روايات صحيحه مراجعه كند و راه خود را بر اساس دستورهاى آن بزرگواران تنظيم نمايد .
مشورت با صاحبان اوصاف پنجگانه به اين است كه امر خود را با آنان در ميان بگذارد و از آنان بخواهد كه وى را راهنمايى كنند .
اگر كسى عارف به قرآن و روايات نيست ، براى بهرهگيرى از آيات و روايات لازم است دست در دست عالم ربّانى گذاشته و از دانش او نسبت به آيات و روايات بهره بگيرد .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 242
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٤٢