به گونهاى نيست كه بتواند عاقبت واقعى هر برنامه و كارى را درك كند ، نورافكن عقل قوى نيست و محدودهء درك و فهم و بينش انسان بسيار كم است .
انسان اگر بخواهد با تكيه بر عقل تنهاى خود به هر امرى وارد گردد به هر كارى دست بزند ، بدون شك ضرر و خسارت انسان بيش از منفعت او خواهد بود .
تاريخ بشر روشنتر از آفتاب نشان مىدهد كه حركت در مسير زندگى به همراهى عقل تنها خسارتهاى غير قابل جبران نصيب انسان كرده است .
قسمت عمدهاى از بدبختىها و تيرهروزىهاى بشر در طول تاريخ معلول همين داستان است .
آنان كه از كمكگيرى از عقول بالاتر و انديشههاى الهى و تفكرات خدايى و به خصوص از كمكگيرى از عقول سفيران حق و امامان معصوم عليهم السلام تكبر كردند به چاه مذلّت و هلاكت افتادند .
تشكيل سمينارها ، كنفرانسها ، مجالس قانونگذارى ، مجالس مشورتى ، همه و همه دليل قاطع و برهان ساطعى بر اين حقيقت است كه عقل و علم انسان به هر درجهاى كه باشد باز نياز به مشورت دارد .
آيات و روايات بسيار مهم اسلامى هم اين معنا را تصديق مىكنند و انسان را به مشورت با عقول عاليه در امر دين و دنيا و امروز و فردا توجه مىدهند .
حضرت موسى بن جعفر عليه السلام به هشام فرمودند :
يا هِشْامُ ! انَّ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَيْنِ : حُجَّةٌ ظاهِرَةٌ وَحُجَّةٌ باطِنَةٌ فَامَّا الظّاهِرَةٌ فَالرُّسُلُ وَالْانْبِياءُ وَالْائِمَّةُ عليهم السلام وَأمَّا الْباطِنَةُ فَالْعُقُولُ « 1 » .
هامش
( 1 ) - الكافى : 1 / 15 ، كتاب العقل والجهل ، حديث 12 ؛ وسائل الشيعة : 15 / 206 ، باب 8 ، حديث 20291 .