تحقيق بنگرى ريا نيز از طمع خيزد و چون اين دو صفت لازمهء يكديگرند و از هم منفك نمىشوند حضرت حقّ جلّ وعلا در شأن حضرت امير و خلوص و پاكى و بىريايى و بىطمعى آن جناب فرمود :
[ إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً ]
« 1 » .
[ و مىگويند : ] ما شما را فقط براى خشنودى خدا اطعام مىكنيم و انتظار هيچ پاداش و سپاسى را از شما نداريم .
طمع از عجب ظاهر مىشود و آن را تعلّق به نفس انسانى است ؛ زيرا كه اين نه از روى احتياج است ، بلكه از راه فرط نخوت و كبر ناشى مىشود چنان كه فرعون لعين كه از غلبهء عجب خود را بدان كبرى كه داشت و در خلقت او متمكّن و مركوز بود ، خود را مستحق آن دانست كه طاعت او بر همه واجب است تا چنان ترك ادبى از آن بىادب صادر شد و از جهل نفس و غرور دنيا و نخوت مُلك ، كليم اللّه را بدين نوع تهديد كرد كه :
[ قالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ ]
« 2 » .
[ فرعون ] گفت : اگر معبودى جز من بگيرى ، قطعاً تو را از زندانيان [ كه زير سختترين شكنجهاند ] قرار خواهم داد .
و اين هر سه نوع كه تقرير كرده شد در اصطلاح طمع است و از جملهء مهلكات است .
هامش
( 1 ) - انسان ( 76 ) : 9 .
( 2 ) - شعراء ( 26 ) : 29 .