[ نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ ]
« 1 » .
به عقب برگشت .
بازگشتند .
اين همه عتبه است كه خون صدهزار صديق بر خاك امتحان ريخته است .
پس روندگان صادق و طالبان عاشق كه در خرابات به جام كرامات مست شدند و ذوق شهود بازيافتند و در مستى عجب و غرور افتادند و هرگز روى هشيارى و بيدارى نديدندى و در حجب كرامات :
أصْحابُ الْكِراماتِ كُلُّهُمْ مَحْجُوبُونَ « 2 » .
بماندند و آن كرامات را تب وقت خويش ساختند و زنّار خوش آمد آن بربستند و روى از حق بگردانيدند و به خلق روى آوردند .
كيست انسان آن كه انسش با خداست * كه دوايش درد و درد او دواست
هر دلى كاو نيست دائم دردناك * نيست و اصل نيست داخل نيست پاك
هر وصالى كش فراقى در پى است * لايق عقل و دل و دانا كى است
وصل خواهى از خدا غايب مباش * شه نبينى غايب از نايب مباش
هامش
( 1 ) - انفال ( 8 ) : 48 .
( 2 ) - همهء ياران و اصحاب با كرامت پردهنشين هستند . مرصاد العباد : 123 .