كسى كه يك وجب به من نزديك شود يك ذراع به سوى او نزديك مىشوم .
استقبال كند و روح را بر بساط انبساط راه دهد و ملاطفت و معاشقه :
[ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ ]
« 1 » .
آنان را دوست دارد ، و آنان هم خدا را دوست دارند .
در ميان آرد و مخاطبات و مكالمات عاشقانه آغاز نهد و مورد اين خطاب مىگردد :
اى عاشق اگر بكوى ما گام زنى * هر دم بايد كه ننگ بر نام زنى
سر رشتهء روشنى به دست تو دهند * چون شمع گر آتشى تو در كام زنى
چون رطلهاى گران شراب معاتبات :
[ إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ]
« 2 » .
به يقين ما به زودى گفتارى سنگين [ چون آيات قرآن ] به تو القا خواهيم كرد .
به كام روح رسد و تأثير او به اجزاى وجود تاختن گيرد ، از سطوت آن شراب هستى ، روح روى در نيستى آرد و از آزادى وجود روى در خرابى فنا گيرد .
روح را يك چند در اين منزل اعراف صفت كه ميان عالم صفات خداوندى است و دوزخ عالم صفات هستى بدارند و به سراب شهود بقاى صفات وجود از او محو مىكنند و در اين حال انواع كرامات بر ظاهر و باطن پديدآمدن گيرد ، اگر رونده در اين مقام بدين نعمتها باز نگردد به چشم خوش آمد ، از حضرت منعم باز ماند و بسا مغروران كه از اين مقام :
هامش
( 1 ) - مائده ( 5 ) : 54 .
( 2 ) - مزمل ( 73 ) : 5 .