چنين باشد مىرساند به جايى كه با وجود اين كه در اين دنيا هست ، هر لحظه از مبادى فياضه كسب فيوضات مىكند و دلش به نور الهى روشن مىشود ، تا زمان مفارقت از اين دنيا رسد ، پردههاى ظلمانى طبيعت از پيش ديده به بصيرتش برداشته مىشود .
و اين همه ميسّر نيست مگر اين كه انسان بر تربيت انبيا آراسته شود و درخت وجودش از فيوضات ربانيهء آن بهره گيرد كه هيچ مكتبى قدرت تربيت آسيه ، مريم ، خديجه ، زينب ، سلمان ، ابوذر ، مقداد ، عمار و . . . را جز مكتب انبيا ندارد .
انسان با اتصال به مكتب انبيا ، مؤمن حقيقى و مسلمان واقعى مىشود و وجود وى تبديل به منبع بركت و خير و منفعت مىگردد .
بپرسيدم ز يك علامه معناى مسلمانى * مسلمان را صفاتى گفت آن داناى ربانى
مسلمان آن كه آميزد به هم دنيا و عقبا را * نه مستهلك در اين گردد نه در آن يك شود فانى
مسلمان مرد عزم و پشتكار و صبر و اطمينان * تو مرد سست و تنبل را مسلمان كى توان خوانى
مسلمان مشمئز از جهل و كوشا بهر كسب علم * مسلمان را چراغ علم اندر سينه نورانى
مسلمان مرد عفو و مهر و انصاف و جوانمردى * مسلمان مظهر تكميل نيكىهاى انسانى
مسلمان زنده دل پاكيزه جان * خوشروى و خوش اخلاق به چشمان
مسلمان از فراست نور يزدانى