مىخواهند بر ديگران استعلا داشته باشند و بدون حق ديگران را از خود پايينتر بدانند و هرگز براى به دست آوردن عزّت موهومى كه در دشمنان خدا مىبينند در برابر آنان خضوع و اظهار ذلّت نمىكنند ، البته اين معنا در صورتى است كه كلمهء « هون » به معناى تذلل باشد .
و اما اگر « هون » را به معناى نرمخويى و مدارا بدانيم معناى آيه اين مىشود كه :
مؤمنان در راه رفتنشان تكبّر و تبختر ندارند .
عدهء زيادى از مفسّران معناى دوم را انتخاب كرده و اين صفت را در مردم مؤمن مقابل صفت تكبّر و تبختر در مردم از خدا بىخبر گرفتهاند .
چنانچه در سورهء لقمان راه رفتن به تواضع را ، به بندگان خود امر فرموده و مىگويد :
[ وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ ]
« 1 » .
متكبرانه روى از مردم برمگردان ، و در زمين با ناز و غرور راه مرو ، همانا خدا هيچ خودپسند فخرفروش را دوست ندارد .
و نيز در زمين هم چون آنان كه بسيار خوشحالند راه مرو كه خدا دوست نمىدارد كسانى را كه دستخوش خيلاء و كبرند و اگر كبر را خيلاء خواندهاند ، بدين سبب است كه آدم متكبّر خود را بزرگ خيال مىكند و چون فضيلت براى خود قائل است زياد فخر مىفروشند .
در هر صورت اگر مشى انسان چه به معناى راه رفتن چه به معناى مسافرت چه به معناى زندگى كردن با مردم ، بر اساس جلب رضاى حق و خدمت به خلق و انجام دستورهاى حضرت پروردگار انجام گيرد مشيى عارفانه و عاقلانه خواهد بود .
هامش
( 1 ) - لقمان ( 31 ) : 18 .