قدم بر فرق عالم نه عراقى * نمانى تا در اينجا پاى در گل « 1 »
در مراقبهء متوسط ، سالك حق متعال را مراقب خود مىبيند ، به شهود در مىيابد كه در هر حال خداى متعالى مراقب اوست .
[ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيباً ]
« 2 » .
و خدا نگهبان و مراقب همه چيز است .
خداى متعال نسبت به همه چيز رقيب است ، اين شهود به سالك نظر ديگرى مىدهد ، سالك را عوض مىكند ، مسير او را تغيير مىدهد ، در اول سالك براى خود كار مىكرد ، در اين مراقبه ، براى خدا كار مىكند ، در اول ، محرك او وعدههاى حق بود ، در اين مراقبه محركش جلب رضايت حق است ، آنجا در انجام اعمال نظر تجارت داشت ، در اين جا وظيفه او را به عمل وادار مىكند ، در اول بهشت و يا جهنم منتهاى مقصد او بود ، در اينجا وصال و لقا نهايت سير اوست به قول خواجه :
ببين تفاوت راه از كجاست تا به كجا .
در اين مراقبه چون سالك باعشق و محبت به وظايف قيام مىكند و منظور او ترك خودپرستى است ، بديهى است در نظر با حق متعال معارضه ندارد و نسبت به احكام او اعتراض نمىكند و مراقبهء خود او هم ، ديگر مورد نظر او نخواهد بود .
در مراقبهء عالى ، مراقبهء سالك روى سبق ذات و ظهور اشارات و افاضات حضرت احديت است در كليهء اجزاى زمان ازلًا و ابداً و روى خلاصى از ربطه و قيد مراقبه است كه با فناى نفس وتخليص از رسم حاصل است ، در اين مراقبه آيات و افاضات الهى مورد مشاهدهء سالك است ، مىخواهد بداند به چه كيفيت اين
هامش
( 1 ) - فخر الدين عراقى .
( 2 ) - احزاب ( 33 ) : 52 .